مانع ازجولان ناتوانان دررقابت های انتخاباتی مجلس شویم

چه کسی برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی مناسب تر است

شنبه 26 ارديبهشت 1394 بازدید: 1167 کد خبر: 9855 [نسخه چاپی]

قسمت دوم

بایدها و نبایدهای نامزدهای نمایندگی مازندران در مجلس: خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران آنچه که در افکار عمومی تأثیرگذارتر است،

چینش ها و تزئین صحنه هایی است که در منظر نگاه همگانی به تجلی در می آیند و بخاطر همان پذیرش عمومی، یک باور ناگهانی و زودرس، زمینه های پذیرش و تبعیت از آنچه که ارائه می شود را فراهم می سازد، اما بسیار اتفاق می افتد که همه مطالبی که روی صحنه ها گفته می شوند، الزاماً درست نبوده و می توانند دارای پشت صحنه های متفاوت و حتی متضاد باشند و یکی از این اتفاقات استثناء در انتخابات ها همواره رؤیت شده و باز هم متصور است و ما برای آنکه مؤمنان از یک سوراخ دوبار و یا چندباره گزیده نشوند، قسمت دوم این یادداشت را به این تناقض ها تخصیص داده ایم. به استناد اتفاقات ثبت شده و اظهارات مسموع شده باید گفت که جامعه همواره آبستن دو نوع برخورد با افراد است و ذکاوت مؤمنانه ایجاب می کند که در مواجهه با آنها باید کیّس بود و نگذاشت که دروغ در جامعه موجب امتیازگیری کسانی شود که واقعاٌ آنگونه که می نمایانند، نیستند! بیاد می آورم که در صحبت های پشت صحنه و بی پرده با بعضی از نامزدهای نمایندگی مجلس در ادوار گذشته، جدای از نامزدهایی که مواضع آشکار و پنهان ثابت و در عین حال موجه ای داشته اند، انگیزه های حضور عده ای از این نامزدها در رقابت های انتخاباتی مجلس شورای اسلامی بطور عجیب و غریبی متفاوت از آنچه که در تبلیغات منتشر و تبیین می کنند، بوده که گاهی مضحک و گاهی هم بسیار تأسف بارند. برای هم احساسی و هم آگاهی نسبت به این بیان های صریح، لازم است برخی از این انگیزه ها را بنگارم تا معلوم شود که ما احتمالاً با چه طیف نامزدهایی مواجه ایم و اینکه همه الزاماً نمی توانند موجه تلقی شوند: 1-اضافه کردن تجربه نمایندگی مجلس در کلکسیون مسئولیت های قبلی 2-بازآمدن از پنجره ساختمانی که قبلاً توسط جناح مقابل از درب آن بیرون رانده شده بود! 3-راهی برای ورود به مسئولیت های اجرایی حتی در صورت شکست انتخاباتی 4-قرارگرفتن در معادله معامله های انتخاباتی نامزدها برای دریافت پول یا وعده و وعیدهای دیگر 5-برای بهتر دیده شدن و معرفی به افکار عمومی و ایجاد رویکردهای جدید نسبت به خود 6-سنگ مفت و گنجشک مفت، خدا را چه دیدی؟ شاید ما هم رأی آوردیم! 7-معرفی خود به عنوان یک تهدید و مستعد رأی شکنی و باج گیری از نامزدهای برتر 8-تخریب زمینه های رأی آوری نامزد یا نامزدهای خاص و مورد نظر 9-تسلیم شدن در برابر اصرار اطرافیان جناحی، باندی، محلی و یا فامیلی 10-تغییر کاربری مسئولیتی از مسئولیت اجرایی به کرسی قانونگذاری 11-علاقه شخصی به داشتن نماینده ای از منطقه زادگاهی و یا سکونتی خود 12-کمک به جناح سیاسی خود و ممانعت از توفیق انتخاباتی جناح رقیب 13-یک علاقه و آرزوی شخصی، برخورداری از روحیه بلندپروازی و نیاز عاطفی 14-بیکاری و پیدا کردن یک کار نان و آب دار و حتی استخدام 15-احساس لیاقت و توانایی بر اساس مقایسه با نمایندگان فعلی و ادواری 16-تحریک پذیری بخاطر ملاحظه نام افراد معمولی در لیست نامزدها 17-شرط بندی و زورآزمایی انتخاباتی با دیگر نامزدها 18-اخذ صلاحیت برای خود و گرفتن تأییدیه از شورای نگهبان 19-فرصتی برای معروف شدن، محور شدن و بزرگ شدن 20-خروج رؤسای ستادهای انتخاباتی نمایندگان فعلی یا ادواری علیه آنها 21-......... سؤال جدی ام از مخاطبان این یادداشت این است که آیا افرادی با این رزومه و انگیزه و نیز با چنین دیدگاههای محیرالعقولی، می توانند مسئولیت بزرگ امانت داری و نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی حتی به اندازه یک کرسی را به دوش کشیده و موفق عمل کنند؟! واقعاً چگونه ممکن است که ما در بین نامزدهای انتخاباتی که اکثراً صالح و قابل اعتمادند، افرادی را هم داشته باشیم که اینگونه بخواهند با افکار عمومی بازی کرده و همه چیز جامعه را شوخی گرفته و نگاههای شخصی خود را بر معضلات اجتماعی تحمیل کنند؟! اما جدای از این همه انگیزه های نامناسب و ناخالص، عده قابل اعتنایی را هم می توان یافت که دارای سالم ترین انگیزه ها و استانداردترین توان ها بوده و انصافاً حضورشان در کورس رقابت ها، موجب تضمین افزایش قطعی نرخ مشارکت شهروندان خواهد شد و به تعبیر رهبری معظم انقلاب، حماسه حضور شکل می گیرد. نامزدهایی که چه در روی صحنه و چه در پشت صحنه دارای مواضع واحدند و عمدتاً دارای انگیزه های مثبت اند که ذیلاً به اهم آنها اشاره می گردد: 1-احساس توانایی بر اساس قضاوت عمومی 2-احساس تکلیف بر اساس تحلیل منطقی 3-کمک به مردم جهت توسعه خدمت مسئولین به آنها 4-آشنایی با وظایف نمایندگی و حواشی آن 5-جلوگیری از شکل گیری تدریجی انحراف های خاص در مجلس 6-جلوگیری از قرارگرفتن افراد کم توان در رأس امور 7-جلوگیری از انتخاب افراد وامدار جناحی و یا زیاده خواهان 8-ایفای نقش انقلابی در سطوح کلیدی تر مدیریت نظام 9-کمک به محرومیت زدایی و محروم نوازی از شهرستان و استان زادگاهی 10-کمک به ایجاد فرصت های شغلی برای جوانان شهر بواسطه تلاش ها و پیگیری ها 11-کمک به افزایش امکانات رفاهی و زیستی برای شهروندان 12-حمایت از افراد سالم، انقلابی، ولایی و ارزشی برای ارتقای مدیریتی و سایر موارد 13-جلوگیری از استحاله انقلاب و ممانعت از اکثریت یافتن تکنوکرات ها 14-کمک به انتصابات سالم و نفی انتصابات ناسالم 15-دفاع از ارزش ها و تقویت هنجارهای قانونی و دینی 16-کمک به تقویت روند نظارتی مجلس بر عملکرد مدیران اجرایی نظام در تمام سطوح 17-تقویت لابی استان زادگاهی ام در محافل ملی جهت تحصیل مطالبات استانی و شهرستانی 18-کمک به حاکمیت و محوریت قانون در معادلات اجتماعی و اداری 19-کمک به کاهش نابرابری ها در برخورداری استانها از بودجه و اعتبارات ملی 20-شناسایی استعدادهای استانی و کمک به رشد و شکوفایی آنها در مسیر استعدادهایشان 21-........... اینجاست که بحث انتخاب صالح در برابر ناصالح و در همین راستا انتخاب اصلح از میان صالحان مطرح می شود و ما باید طی آن با مطالعه، تحقیق، ارزیابی، تجزیه و تحلیل داده ها بطور حرفه ای به ابهام زدایی پرداخته و با روشن کردن تاریکی ها، زمینه های انتهاب درست تر را فراهم آوریم و نگذاریم که جدای از ناصالحان، نامحرمان و نااهلان، حتی پایین ترین سطوح صالحان جامعه نیز در بالاترین و قدرتمندترین نهاد مدیریتی جامعه یعنی مجلس شورای اسلامی به عنوان تنها نهاد قانونگذاری کشور، جولان دهند! رویکرد کورکورانه به نامزدها با معیارهای غیرعقلانی مثل تیپ و قیافه، شعارها و ادعاها، هزینه کردهای تبلیغاتی، عناوین شغلی و مدرکی، نسبت های خانوادگی با چهره های موجه، فضاسازی و جوسالاری، تملق ها و چاپلوسی ها، فریب ها و ترفندها، تخریب رقبا، ترور شخصیت بزرگان، رزومه سازی ها، قهرمان بازی ها، امیدآفرینی های کاذب، بالابردن انتظارات، دروغ پراکنی ها، ائتلاف های موسمی، حزب سازی ها و دهها شگرد نخ نماشده دیگری که غالباً در انتخابات به تجلی در می آیند، از مصادیق بارز انتخاب غلط در برابر انتخاب اصلح است که متأسفانه علیرغم رهنمودهای رهبری معظم انقلاب و سایر دلسوزان جامعه در مقدمه و متن هر انتخابات، باز هم شاهد تکرار آن اتفاقات تلخ در گوشه و کنار کشور از جمله در استان خود بوده و هستیم و حتی اگر منجر به انتخاب نهایی آن افراد هم نشود، اما آنقدر رأی به اینگونه افراد داده می شود که آنها باز هم در انتخابات بعدی به موفقیت نهایی خود امیدوار شده و باز هم آفتابی شوند! در پایان متذکر می شوم که ما با رصد مطالب متذکره در این سلسله یادداشت ها، حتی با انتشار انگیزه های پنهان و آشکار برخی از این نامزدها برآنیم تا به افکار عمومی برای تشخیص صریح تر و سریع تر سره از ناسره کمک کرده و آنها را به تحقیق گسترده تر و ارزیابی واقعی تر از آنچه که می نمایانند و آنچه که هستند، واداریم و بگوییم که چه کسی در میان نامزدهای تأیید شده، برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی، مناسب تر است تا به واسطه آن بتوانیم وزن حضور مازندران را در مجلس سنگین تر کنیم! پایان قسمت دوم- ادامه دارد صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-25/2/94

 

 

چه کسی برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی مناسب تر است

فسمت اول

رنجبر

نظر به اهمیت انتخابات دهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی و کثرت رو به افزایش نامزدهای ریز و درشت در حوزه های انتخابیه از جمله در شهرهای مازندران، جهت تنویر افکار عمومی قصد دارم تا بطور سریالی و در چندین شماره به ریشه یابی کثرت استقبال ها و نیز تشریح صلاحیت های نمایندگی بر اساس ضرورت های اجتماعی پرداخته و در نهایت به سهم خود و برای مخاطبان خود، زمینه های انتخاب اصلح را فراهم و تقویت نمایم. سال پایانی هر دوره از نمایندگی مجلس، شاهد سریال تکراری هجوم سیل آسای مدعیان نمایندگی مجلس در لیست نامزدها بوده و فضای کاملاً شلوغی در عرصه ی رقابت های نمایندگی ایجاد می شود، تا جایی که گاهی تشخیص سره از ناسره دشوار شده و بعضاً شاهین اقبال بر دوش کسانی می نشیند که حداقل در مقایسه با برخی از رقبای انتخاباتی، نه تنها فاقد شاخصه های برتری بوده، بلکه در فاصله ای فاحش با آنها قرار داشته اند! متأسفانه در این شرایط نامطلوب، غالباً نظاره گر قد علم کردن کسانی می شویم که در پیشینه ی کاری خود، هیچ برگ برنده ی برجسته و شایان توجه ای نداشته و کاملاً معمولی و یا حتی ضعیف عمل کرده و منشأء هیج تحول قابل اعتنایی نبوده اند و معلوم نیست که چرا ناگهان به فکر نمایندگی مجلس افتاده و می خواهند با اندک حمایت های فامیلی، طایفه ای، منطقه ای و یا حتی حزبی و جناحی، شانس خود را در این عرصه هم آزمایش کنند؟! علیهذا برای شروع این بحث مناظره گونه باید از این کاندیداهای محترم پرسید: 1-شما در سمت یا سمت های قبلی چه افتخارآفرینی و شق القمری کرده اید که حالا برای احراز چنین جایگاه مهمی در خود احساس لیاقت و حتی برتری می کنید؟! 2-آیا فکر کرده اید که اگر دیگر همتوانان و همترازان شما نیز همانند شما احساس تکلیف کنند، عرصه ی کاندیدتوری مجلس، چه آشفته بازاری می شود؟ً 3-شما تا چه اندازه با مجلس و وظایف نمایندگی در قالب کمیسیون های تخصصی آشنایی داشته و تا چه میزان احساس توانایی برای انجام موفقیت آمیز وظایف نمایندگی می کنید؟! 4-آیا شما در بین سایر نامزدها، هیچکس را نسبت به خود اصلح نمی دانید و اگر چنین می پندارید، با چه معیاری به این نتیجه رسیده اید؟! 5-برنامه ویژه ی شما برای ایجاد تغییر و تحول و افزایش خدمات عمومی به شهروندان نسبت به نمایندگان حاضر و یا نمایندگان ادواری حوزه ی انتخابیه شما چیست؟! 6-کسانی که در این دوره و یا دوره های قبل سابقه نمایندگی و یا نامزدی مجلس را دارند، با چه حرف و طرح تازه ای به میدان آمده اند که به رویکرد اولیه و یا مجدد انتخاباتی مردم حوزه انتخابیه ی خود امیدوارند؟ 7-نامزدهای محترم تا چه اندازه با مشکلات جاری شهروندان حوزه انتخابیه موردنظر خود آشنایی داشته و به چه میزان برای حل آن معضلات، دارای توانایی های کارشناسی اند؟ 8-سواد کاندیداها برای ورود به مباحث کلان سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی و غیره در سطوح مقامات تراز اول کشوری به چه میزان است؟! 9-جایگاه کنونی نامزدها در نظام مدیریتی کشور کجاست و فکر می کنند تا چه حدّ اولاً توسط خود نمایندگان و ثانیاً توسط دیگر مقامات اعتناء شده و به آنها اجازه عرض اندام و به کرسی نشاندن حرفهایشان داده می شود؟! 10-در نمایندگی مجلس چه درّی نهفته است که در مسئولیت های کنونی شان دیده نمی شود؟! 11-چرا اکثر نامزدها، کنارگذاشته شده های نظام مدیریتی کشور و یا مستعد کنارگذاشتن اند؟! 12-چرا بجای کارشناسی محوری و توانایی و دانایی محوی، اکثر نامزدها به هزینه محوری روی آورده و بنوعی بجای رأی آوری، دنبال رأی آفرینی و رأی سازی به شکل احزاب سیاسی-اقتصادی دنیای غرب اند؟! در مباحث مدیریتی که در قالب آکادمیک مطرح می شوند، عمده ی مباحث متوجه ی آنالیز سه مهارت اصلی و اساسی مدیریتی، یعنی مهارت های فنی، انسانی و ادراکی است و در این میان قطعاً برای مدیران عالی و ستادنشین، اولویتی بالاتر از مهارتهای ادراکی وجود ندارد و شرط موفقیت اینگونه مدیران، برخورداری از قدرت اداراک کلی سازمان و فهم چشم اندازها و داشتن تحلیل مناسبی از ریشه پیدایش ها و نگرش پردازش هاست که طبعاً با دو نگاه همزمان گذشته نگر و آینده گرا همراه می باشد. به استناد دو نگاه برتر در کشورمان از دو دیدگاه امام راحل و مقام معظم رهبری،کسی تردید ندارد که مجلس در رأس امور است و یکی از عالی ترین سطوح مدیریتی و تصمیم سازی کشور محسوب شده و تدبیر امور کشور به تدبیر کارشناسی کمیسیون ها و صحن علنی مجلس وابستگی مستقیم دارد و یقیناً صحت و کارآمدی تدبیرها، منوط به درک بالای نمایندگان از مصالح و منافع عمومی کشور و فعل و انفعالات داخلی و خارجی و در مجموع متأثر از مسائلی است که موضوعی را احاطه می کنند! با این دو تعریف و تطبیق، علت فزونی حساسیت ها نسبت به کاندیداها کاملاً توجیه پذیر بوده و فربه شدن مباحث به ضرورت های عینی مبدل می شوند و از این رو شایسته است تا همه صاحبان دانش و تجربه به میدان آمده و با نورافشانی قلم هایشان، تاریکی زدایی کرده و وسعت دید عمومی را در این حوزه افزایش دهند! فلذا باید به صراحت گفت که مجلس را نباید با مهد کودک، کانون بازنشستگان، مدرسه ی پیرمردها، پاتوق بیکارشده ها، پناهگاه مدیران ناموفق و یا خدای ناکرده با کمینگاه مدیران کنونی اشتباه گرفت، زیرا مجلس، عصاره اراده ملت و بالاترین نهاد قانون گذاری و نیز دیده بان نظارتی مردم در عرصه های مدیریتی عالی کشور است که طی آن زمینه ساز تحقق اعمال اراده ی مردم در بالاترین سطوح نظام خواهد شد! در اولین گام از سلسله یادداشت های مربوط به نامزدهای نمایندگی مجلس دهم لازم است کاندیداهای محترم را به خود-ارزیابی دعوت کرده و آنها را در برابر این شعر معروف قرار دهم که: به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم نداده اند که تو در برون چه کردی، که درون کعبه آیی؟! تا یادداشت بعدی انتظار می رود که نامزدهای محترم در مواجهه با افکار عمومی، بدون هیچگونه عملکردسازی و یا سابقه آفرینی تصنعی، در صادقانه ترین شکل ممکن همراه با پاسخگویی به سؤالات دوازده گانه فوف به این سؤال نیز جواب صریح بدهند که به استناد مدارک موجود، با چه رزومه و پیشینه ی کاری می خواهند پای در حریمی بگذارند که حیات خلوت نظام و منوط به برخورداری از معیارهای عالی تر و برتر است و اگر بنا به هر دلیلی پاسخ قانع کننده ای برای این سؤالات ندارند، باید با تأمل بیشتری به تصمیمی که گرفته اند، بیاندیشند؟! در یادداشت آینده بطور تخصصی تر وارد مباحث کارشناسی شده تا معلوم شود که برای نمایندگی مجلس، باید حائز چه ویژگی هایی بود و بقول حافظ: بس نکته غیر حُسن بباید که تا کسی / مقبول طبع مردم صاحب نظر شود! پایان قسمت اول-ادامه دارد صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-93/2/6