به قلم امیرحسین حق جو

ویژگی اشعار سهراب سپهری

پنجشنبه 10 تير 1395 بازدید: 1529 کد خبر: 11407 [نسخه چاپی]
سهراب سپهری شاعری ست که با زندگی هر انسان فرهیخته ای پیوند خورده ست
نگاه و زبان شعر سهراب سپهری : فهمیدن شعر یک شاعر مانند فراگرفتن یک زبان بیگانه است. ما هر زبان بیگانه را به این دلیل می‌توانیم بیاموزیم که زبان مادری ما و آن زبان، هر دو از یک جهان سخن می‌گویند. در فراگیری زبان، به یاری مصادیق خارجی، دلالت‌های الفاظ و جمله‌ها را درمی‌یابیم و از این طریق انگاره‌های زبان را فرامی‌گیریم، و آنگاه خود می‌توانیم هرچه را که در دل داریم به آن زبان بیان کنیم یا دست کم منظور دیگران را که به آن زبان سخن می‌گویند درک کنیم. اگر اصطلاح «زبان شعر» را از معنی متعارف و سطحی آن فراتر ببریم و آن را به معنی نظامی بگیریم که مفردات و قواعد ترکیب خاص خود را دارد، آنگاه فهم شعر مانند ترجمه از زبانی به زبان دیگر خواهد بود. در اینجا نیز مانند زبان‌های معمولی، برای فهم زبان باید مفردات و قواعد ترکیب آن را بشناسیم، اما این شناسایی جز به میانجیگری سهیم شدن در تجربه‌ای که شاعر از جهان دارد- یعنی جز از راه مشاهده‌ی مصادیق سروده‌های او- میسر نتواند شد. این سخن بدین معنی نیست که جهان شعر عین جهانی است که موضوع ادراکات متعارف ماست، اما یکسره جدا از آن و غیر آن هم نیست. شاعر هرچند گنگ خواب‌دیده باشد، آنگاه که زبان به سخن می‌گشاید، به جهان مشترک هشیاران گام می‌نهد؛ یا بهتر بگوییم، درِ جهان بیداری خود را به روی خوابزدگان می‌گشاید. همچنین نباید پنداشت که شعر چون آینه‌ای است که تصویری «واقعی» از جهان به دست می‌دهد، بلکه رابطه‌ی شعر و جهان رابطه‌ی تناظر است، نه رابطه‌ی برابری. حتی ادراکات متعارف ما نیز نسخه‌ی بدل جهان واقع نیستند، چه رسد به ادراکات شاعرانه سهراب شاعری ست که هر چه جلوتر رفته دشواری های اشعارش بیشتر شد ومغلق گوتر شده است انتشار اشعار او در مجموعه هشت کتاب در مدت سی سال که اوج کار هنری اوست نخستین کتاب سهراب مرگ رنگ است که در سال 1330 به چاپ رسیده و شعر موزون را به تصویر می کشددر این شعرها، هرچند نسبت به زمان خود تا حدودی پیش‌رس اند، سنت شکنی چندانی از لحاظ قالب دیده نمی‌شود، اما نگاه ویژه‌ی سپهری مُهر و نشان خود را بر مضمون این اشعار زده است. در غالب این شعرها، شاعر حالات نفسانی خود را در آیینه‌ی طبیعت باز می‌بیند و علی‌الاصول نباید میان این شعرها و شعر شاعران دیگری که در همان سال‌ها به همین شیوه شعر می‌گفتند، تفاوت چندانی باشد؛ اما این تفاوت هست و هرچه جلوتر می‌آییم بارزتر می‌شود. هرچند الفاظ معمولی اند اما ترکیبات تازه‌تر و شیوه‌ی نگرش مستقیم‌تر است آرمانگرایی و یافتن آرمان شعر از ویژگی های بارز و تامل برانگیز سپهری است. اشعار سپهری اکثرا عاطفه گرا هستند و اعتقاد یا مکتب خاصی را دنبال نمی کنند و اگر ما امروزه به شعر او به عنوان یک اثر هنری نگاه میشعر سپهری بسته به ذهنیت فرد خواننده معنا و مفهوم پیدا می کند و در نهایت یک شعر حل نشدنی است، کنیم در واقع به دلیل عاطفی بودن آن و ارتباط احساسی است که خواننده با شعر برقرار می کند. بکار گیری عوامل سبکی در شعر سپهری شامل چند مقوله ی زیر است : الف: کاربرد تشبیهات تازه و بررسی آن : تشبیه یعنی مانند کردن یک چیز به چیز دیگر یا یک چیز به چند چیز دیگر . تشبیه از چهار جزء تشکیل شده است که عبارتند از مشبه - مشبه به - وجه شبه وادات تشبیه. تشبیهات سپهری به خاطر اینکه نقاش است و با طبیعت سر و کار دارد بسیار زیبا هستند . دیگر چیزی که علاقه ی سپهری را در کاربرد تشبیه زیاد کرده است علاقه ی خود شاعر به طبیعت به رنگ آن و به دگرگونی هایی که در آن قرار دارد است. اکثر این تشبیهات به خود شاعر بیشتر نزدیک هستند تا به طبیعت به خاطر همین مسئله است که شعر سپهری گاه گاه مشکل جلوه میکند . در آمارگیری که از شعر وی انجام گردید با این نکته مواجه میشویم که تمام اشعار سپهری با تشبیه آغاز و با تشبیه پایان میرسند : رنگ خاموشی در طرح لب است ؛ دیوار سایه ها ویران شده ؛ سکوت بند گسسته است ؛ چو مار روی تن کوه میخزد راهی ؛ برگی روی فراموشی دستم افتاد برگ اقاقیا ترانه ای گمشده میدهد بوی لالایی که روی چهره ی مادرم نوسان میکرد . ب: تشخیص های نو : تشخیص یا شخصیت پردازی نمونه بسیار شیفته ی تشبیه است که در آن مشبه به موجود زنده یا انسان تشبیه میشود و یکی از اعضای آن مورد خطاب و توجه قرار میگیرد . تشخیص از کهنترین دورانها یعنی در آثاری مثل اوستا و متون قبل از اسلام بکار رفته است و در تمام زبانها رایج است . تشخیص همانند تشبیه میتواند به راحتی یکی از ارکان سبکی شعر قرار گیرد . در شعر سپهری نمونه های بارز و قوی تشخیص وجود دارد که بسیار تازه و جدید هستند رشیدی در روحیات واقعی شاعر دارند . این تشخیص ها همانند تشبیهات سپهری محدودیت ندارند . در جملاتی که در آن تشخیص بیان میشوند کاملا زنده به نظر میرسند. در مقایسه با هم عصران شاعر میبینیم که هیچ کدام به اندازه ی سپهری از تشخیص بهره نگرفته اند بطوری که یکی از عوامل بوجود آورنده ی سبک سپهری همین به کار گیری تشخیص های دقیق و به موقع است که تعدادی از آنها را ذکر میکنیم : شب گیج در تلاطم امواج ؛ امواج بی امان از راه میرسند . لبریز از غرور و تهاجم موجی پر از نهیب ؛ کوه:سنگین ، سرگردان ، خون سرد ؛ جهان آ لوده ی خواب است ؛ رعد دیگر پا نمیکوبد به بام ابر . ج: واژگان کاربردی در شعر سهراب سپهری: هر شعری زبان خاص خود را دارد و این زبان بنا به احتیجات خود نوعی واژگان را به کار میگیرد.در شعر سپهری نیز به همین ثورت اما به گونه ای ساده تر جلوه میکند که این واژه ها و نوع کاربرد هر کدام ، داشتن بار عاطفی یا موسیقیایی ، سبکیا سنگین بودن واژه های فارسی یا غیر فارسی بودنشان یکی دیگر از عوامل سبکی شعر هستند . بکار گیری واژه های جدید تنوع تازه ای را در شعر به وجود می آورد . شعر سپهری نیز از این قاعده بر حذر نیست . او واژه هایی را به کار میبرد که خاص بیان او هستند . این واژه ها دارای نوعی احساس زیبایی و نو رسیدگی هستند که کلام سپهری را با تمام سادگی هایش بیان میکند. بسامد بالای واژگانی مانند : روشنی ، نور خدا ، ادراک ، باران و به کار بردن واژه های متداول زمان خود وبه کارگیری افعال همان دوره ، نشان از دقّت سپهری در گزینش واژه ها دارد که پاره ای از آنها را ذکر می کنیم : تـیه / خلوتگاه / شبتاب / آبنوس / آذر سپید / اقاقی / پلاسیدند / دیرین / گردونه / دهلیز / غم پرست / می بلعد / کوهه / برخزه / نچکیده / مغاک / فیروزه گون / غریو / راه وار / گزار / افراها / موج نوازشی / مپای / شکپوی / هایی / آنی / پاورچین / سپور / تجلی / اشراق / تاک / آدینه / خوشایند / چینه / هذیان / لحن / هیچستان / چینی / کسالت / محض / ملتفای / گلچه ها / سیال / آرایش / پاشویه / خوضخانه / فقر خانه / وزغ / افول / مشجر / لکنت / باطن آینه ... سپهری شاعری است تصویرپرداز و این تصویرپردازی در شعرهای سپهری نه از طریق بیان شاعران، بلکه از طریق استفاده از عناصر تصویرسازی مثل تشبیه واستعاره است که صورت می پذیرد: حس آمیزی: یکی از ویژگی های عمده شعرهای سهراب سپهری است. نور را پیمودیم، دشت طلا را درنوشتیم افسانه ها را چیدیم و پلاسیده فکندیم