تحلیل محتوای عزل و نصب های اخیر در مازندران:

آقای استاندار، چقدر زود! چقدر دیر! یا چه نابهنگام!؟

يکشنبه 24 آبان 1394 بازدید: 1554 کد خبر: 10197 [نسخه چاپی]

دومینوی عزل و نصب های اخیر در مازندران که ظاهراً طبق قاعده "آسیا به نوبت!" در حال سرایت به نفرات متعدد دیگر نیز بوده و به اعتبار مصاحبه استاندار محترم ادامه نیز خواهد یافت، به پیدایش یک معادله ی چندمجهولی منجر شده که در نسبت شناسی این اقدامات تقریباً پارادوکسی، به استناد بیانیه ها، مصاحبه ها و اظهارات تریبونی و محفلی برخی از افراد حقیقی و حقوقی، تحلیل گران را دچار احساس دوگانه ای کرده که نیاز به ریشه یابی و جامع نگری بیشتری دارد!

نگارنده که قریب به چهار دهه سابقه تحلیل و بررسی مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را دارد در تحلیل چرایی و چگونگی این مسئله، کمی متحیر مانده است و واقعاً نمی داند که این کلاف سر درگم را چگونه جمع کند و معتقد است که ظاهراً چند اراده در پشت صحنه در حال تصمیم گیری و اعمال اختیار و اقتدارند!

یکی از نمایندگان مازندران که در طیف اصولگرایان اعتدالگرا قرار دارد، برخی از این عزل و نصب ها از جمله جابجایی در فرمانداری را مهندسی آشکار انتخابات هفتم اسفند 94 دانسته و بطور جدی و گاهی هم تلویحاً معتقد است که هدف نهایی این جابجایی ها، تخریب بسترهای رأی گیری و اعمال نقش در کاهش موفقیت های انتخاباتی اوست که در ستادهای انتخاباتی رقبایش کلید خورده است!

طیف اصلاح طلبان استان برخی از این جابجایی ها از جمله جابجایی فرمانداران را اقدامی دیرهنگام تلقی کرده و معتقدند که نه تنها ایشان، بلکه هیچیک از مدیران احمدی نژاد نباید بر کرسی مدیریتی اعتدال گرایان تکیه زنند و آنها حتی معتقدند که در خصوص اینها فقط باید عزل صورت گیرد و با جابجایی آنها در سایر پست های مدیریتی مخالف اند!

همین طیف، برخی دیگر از جابجایی ها از جمله عزل مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری را که از طیف و منصوبین خودشان بوده اند، کار ناروا و  ناشایستی تلقی کرده و طی اظهار نظرهای رسانه ای و یا محفلی، آن را ناشی از انتقام، فرافکنی و یا حتی مهندسی انتخابات در اشکال دیگر تلقی می کنند و البته بعضی ها هم آن را به جنگ شهرها نسبت داده اند!

نماینده محترم ولی فقیه نیز در خطبه های نمازجمعه این هفته ضمن اعلام عدم مخالفت کلی با این عزل و نصب ها، زمان انجام آن را بخاطر نزدیکی به انتخابات درست  و به صلاح ندانسته و با نابهنگام دانستن آن، از استاندار محترم خواهان صبوری و خویشتن داری تا انتخابات شده است!

رسانه های استانی نیز اعم از مکتوب و مجازی و نیز صاحبان قلم و اندیشه در استان در هر طیفی ، مواضعی در همین حول و حوش اتخاذ کرده و در کل نتوانستند نابهنگام بودن این اقدامات را کتمان کنند و در ادامه به توانایی افراد جدیدالانتصاب نیز پرداختند که با اگر و اماهای فراوانی مواجه بوده اند!

جالب اینجاست که طبق نقل قول های مستقیم و غیرمستقیم در طیف مدیران ارشد استان نیز ما شاهد یک چرخه ادبیاتی فرافکن هستیم و به نحوی می بینیم که هر کدام بدون آنکه مسئولیت نهایی این عزل و نصب ها را بپذیرند، خود را یا نامطلع و یا تابع اصرار و فشار بالادستی ها دانسته و یا نهایتاً خود را خنثی و مجری معرفی می کنند و در همین حال و هوا، بالادستی ها نیز به پیشنهادهای خود آنها استناد کرده و اینگونه فرافکنی ها را تأیید نمی کنند!

اما این وسط ما ماندیم و چند قاعده ی قدیمی و تکراری!! و آن اینکه از یک سو اصلاح طلبان در حالی خواهان عزل همه اصولگرایان حتی اصولگرایان اعتدال گرا از مصادر مدیریتی هستند که در دوره های مدیریتی اصولگرایان، نسبت به اینگونه تعویض های اتوبوسی عکس العمل های شدید نشان داده و با مظلوم نمایی ها و ریختن اشک تمساح، احساسات مخاطبان خود را جریحه دار می کردند تا بتوانند برای طیف مخالف، مخالف طراحی کنند!

و در دگرسوی ما شاهد بی طاقتی و مصیبت زدگی اصولگرایانی هستیم که در اوج اقتدارشان، نه تنها به اصلاح طلبان اعتدال گرا، بلکه حتی به اصولگرایان منتقد از خود هم رحمی نمی شد و سریال عزل و نصب ها آنچنان گسترده شده بود که علاوه بر سطوح میانی و پایینی، حتی در برهه ای از زمان که با کنارگذاشتن همزمان حدود هشت وزیر، در حال انداختن کابینه از یک اکثریت بودند!

از این نظر نگارنده گوش خود را نسبت به نجواهای جناحی همه طیف ها بسته و کاری به ادبیات و اهداف و منظورهای جناحی از موافقت و مخالفت با این عزل و نصب ها ندارد و بطور جدی معتقد است که هر مسئولی حق استفاده از اختیارات خود را داشته و دخالت و اعمال فشار زیاد جناحی به مدیران، نشان می دهد که منافع مخالفان تهدید شده است و به عبارتی باید به این طیف گفت که اگر انتخابات با عزل و نصب یکی از مدیران قابل مهندسی کردن است، پس با حفظ شرایط گذشته، می تواند این شائبه به شما هم نسبت داده شود!

ضمن اینکه فراموش نکنیم که در جریان انتخابات ریاست جمهوری 88 و فتنه بزرگی که به بهانه ی انتخابات، نظام را نشانه گرفته بود، رهبر معظم انقلاب بارها و بارها، ساز و کار انتخابات در ایران را به اندازه ای اطمینان بخش اعلام کرده بودند که نهایتاً تخلف های کوچک را محتمل و تقلب و تغییر نتیجه انتخابات را غیرممکن اعلام کرده بودند و تجربه ی چندین ساله ی ما نیز مؤید همین حقیقت است که با توجه به انحصاری نبودن انتخابات در وزارت کشور و نظارت استصوابی شورای محترم نگهبان که بیرون از قوه ی مجریه قرار دارد، تزریق چنین شائبه هایی درست نبوده و دود این شبهات به چشم نظام و مردم خواهد رفت!

اما سخن حقیر با آقای استاندار محترم این است که اگر این جابجایی ها مرتبط با پیام انتخابات ریاست جمهوری 92 یعنی کنار گذاشتن طیف مدیران احمدی نژاد بوده، چقدر دیر انجام گرفته است و اگر مرتبط با سفر اخیر ریاست محترم جمهوری به مازندران و قضیه استقبال کم مردم از این سفر و پیداکردن مقصر بوده، چقدر زود صورت پذیرفته است و اگر هم برای برگزاری مطمئن تر و موفق تر انتخابات اسفند 94 بوده، چرا تا این اندازه نابهنگام و شائبه ساز اتفاق افتاده است؟!

سوالات تکمیلی ام این است که اگر قرار بود که همه ی مدیران احمدی نژادی حتی معتدلین و نیروهای ارزشی، کنار گذاشته شوند، چرا شعار اعتدال و تدبیر و امید در تابلوی این دولت محترم نوشته شده و چرا به تذکر رهبر معظم انقلاب که فرمود به بهانه های واهی، نیروهای ارزشی کنار گذاشته نشوند، توجه چندانی نمی شود!؟

سؤال بعدی ام این است که با چه توجیهی کسی با آن همه مواضع آتشین عزل و بلافاصله در سمتی به مراتب بالاتر منصوب می شود؟! اگر بحث صلاحیت است که با انتصاب بعدی، این فرضیه رد می شود و اگر این بحث مطرح نیست، پس به چه دلیل بارزی، مازندران مظلوم و محروم را با این تنش های محتوم مواجه می کنید؟!

نکته ی مهم دیگر اینکه اگر این عزل و نصب ها مرتبط با استقبال کم مردم مازندران از ریاست محترم جمهور انجام می گیرد، باید گفت که ریشه استقبال کم، قطعاً و فقط انحصاراً در کم تحرکی این مدیران نبوده و نیست و شاید دهها دلیل بارز دیگر نیز داشته باشد که بطور مثال یکی از آنها می تواند مربوط به بالابودن آمار بیکاری جوانان مازندرانی و شاید هم مربوط به عدم توسعه مازندران باشد که طی آن ما در طول این سالها، نه شاهد شکوفایی کشاورزی و گردشگری و صنعت و نیز نه قادر به حفظ شرایط موجود و درآمدافزایی همین فرصت های شغلی هستیم!

برای اثبات ادعاهایم توجه آقایان مسئول را به تماشای دوباره تصاویر مربوط به آخرین سفر رئیس جمهوری سابق به مازندران جلب می کنم که در میدان شهدای ساری با جمعیتی مشابه آنچه که در این سفر دیده شد، مواجه بوده ایم و آن زمان هم این قلّت جمعیت را به انتخاباتی بودن سفر ایشان ربط داده بودند! در حالیکه مازندرانی ها، شاید در حال دادن جواب بی اعتنایی های دولت ها به استان خویش اند و مستند این ادعا، پاسخی است که در استادیوم شهید متقی ساری به رئیس جمهور قبلی در دوره نهم داده شد که وقتی بطور علنی و تریبونی از مردم پرسید آیا از استاندارتان راضی هستید، تقریباً یکصدا جواب منفی دادند!

همه این ها در حالیست که همین مردم مازندران در همین سالها ثبت کننده پرشورترین حماسه ی استقبال در بارانی ترین روز زمستان مازندران از رهبری معظم انقلاب در چالوس بودند که تمجید و تجلیل معظم له از مازندران و مازندرانی ها بازتاب جهانی و ماندگار داشته است و حتی در کلیپ های ملی نیز از آن استفاده شده و می شود!

نکته آخر اینکه اگر برای انتخابات اسفند 94 به این اقدام مبادرت شد، باید گفت که این تصمیم، نابهنگام ترین کار ممکن بود و با توجه به سه ماه تقریبی تا انتخابات، عملاً نمی توان انتظار شق القمر از منصوبین تازه داشت و اینها خیلی هنر کنند، بتوانند در شرایط غیر بحران، انتخابات را به پیش ببرند!

حدسم این است که احتمالاً اگر انتخابات اسفند 94 نیز احتمالاً منجر به شکست انتخاباتی طیف حاکم در قوه ی مجریه شود، باز هم شاهد عزل و نصب های جدید برای قربانی شدن عده ای از مدیران میانی استان به بهای بقای بالاتری و بالاسری های استان باشیم و این سنت حسنه ای نیست!

ما یا باید مثل مربیان بزرگ در باخت های کوچک و بزرگ، شجاعت پذیرش مسئولیت و به گردن گرفتن باخت ها را داشته باشیم و اتفاقاً طبق همین منش، پیروزی ها را به همه اختصاص دهیم، نه اینکه برای هر باخت دنبال مقصر بگردیم، چرا که این چرخه به عدالت نزدیک نیست!

البته همه این تحلیل ها مربوط به احتمالات سه گانه ای است که در افواه عمومی نقل می شود و شاید هیچیک از این سه دلیل درست نباشد و ما در آینده با دلایل دیگری مواجه شویم که این گمانه زنی ها را باطل کند!

به هر حال نظر به اینکه استاندار محترم خبر تغییر قطعی دو فرماندار دیگر و احتمالا نفرات پایین تری را نیز رسانه ای کرده، انتظار می رود با توجه به تذکر پدرانه ی نماینده محترم ولی فقیه، با تدبیر بیشتری عمل شود!

در پایان بر لزوم حفظ آرامش برای برگزاری یک انتخابات پرشور با نرخ مشارکت حداکثری مردم و انتخاب نامزدهای اصلح جهت کمک میدانی به توسعه ی همه جانبه ی مازندران تأکید شده و از همه رسانه ها و صاحب نظران جامعه انتظار می رود که با کنار نهادن اختلافات و بگو مگوهای ناشی از این عزل و نصب ها، به مصلحت بزرگتر یعنی انتخابات و شکل گیری فکورانه  و پر مایه ی مجلس دهم تمرکز کنند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-94/8/23